گاه به بلنسيه، غرناطه، الخسيراس (الجزيرة الخضرأ)، حتي سبته سفر كرد.
او رسالهاي در جراحي تأليف كرد به نام كتاب الاستقصا والابرام في علاج الجراحات والاورام.
اين كتاب در سه بخش است، راجع به: 1) ورمها و غدههاي چركي، علل، علايم و معالجهٴ آنها؛ 2) جراحات، بيرون آوردن تير، جبر1 بهمعني شكستهبندي؛ 3) داروهاي ساده و مركب كه در جراحي بهكار ميرود. بنابراين، رسالهاي است كامل در جراحي، به صورتي كه آن علم در سدههاي ميانه درك ميشد. مهمترين مآخذ كتبي او كتاب تصريف ابوالقاسم قرطبي (دهم ـ 2) بود، البته بيشتر بخش آسيبشناسي آن كه به ورمها و غدد مربوط است و نه بخش مربوط به جراحي. به علاوه، محمد ميتوانست به تجارب شخصي خودش متكي باشد و بسياري موارد جالب را كه شاهد بوده يا شخصاً معالجه كرده ذكر ميكند. ابوالقاسم 30 نوع ورم و غده را توصيف كرده و محمد 36 نوع را، كه برخي از آنها را مشكل بتوان از روي آثار موجود آسيبشناسي شناسايي كرد. از جملهٴ عللي كه ممكن است موجب تأخير يا مانع بهبودي زخم گردد، محمد با پيروي از ابوالقاسم قرطبي، تأثير آب و هواي محل را ميداند و ميگويد جراحت در برخي مناطق بهتر از ديگر مناطق بهبود مييابد.
محمد شفره اين كتاب را براي پسرش تأليف كرده و در آن بسياري مشاهدات و تجارب خود را گرد آورده، كه اغلب حزم و دورانديشي و حتّي در مورد بحراني خودداري از معالجه را توصيه ميكند. او مشتاق بود بر اعتبار حرفهٴ خويش بيفزايد، حرفهاي كه غالباً بر اثر دخالت افراد عوام از قبيل دلاك و حجام از اعتبار ميافتاد.
ابـن خـاتمـه
ابو جعفر احمدبن علي بن خاتمهٴ انصاري. شاعر و پزشك مسلمان اندلسي (متوفا پس از سال1368م/ 770 ه ق).
ابن خاتمه در سال 1323 ـ 1324 م/ 725 ه ق در المريه زاده شد. او در سال 1369 م/ 771 ه ق هنوز زنده بود و در آن زمان ابن خطيب در كتاب الاحاطة با تحسين از او ياد ميكند. او پارهاي اشعار و دو كتاب منثور نوشت.
1. تاريخ المريه بهنام المزيّة المرية علي غيرها من البلاد الاندلسيه، كه در
الاحاطة بارها از آن نقل قول شده است.
2. رسالهاي درباب طاعون كه در سالهاي 1348 ـ 1349م/750 ه . ق در المريه شيوع يافت، تحت عنوان تحصيل
الغرض القاصد في تفصيل المرض الوافد.